گیلاس ها دارند می رسند
قرمز شده اند
البته کمی !
اما من سیاه را دوست دارم
بعد از ظهر رفتیم بیرون
دل طبیعت !!!
سبز بود
البته بعضی جاها رنگ خاک بود
اما من سیاه را دوست دارم
صدای قناری را دوست دارم
البته می گویند زرد است
اما من سیاه را دوست دارم
امروز آسمان آبی بود
البته نزدیک غروب کمی خاکستری شد و باران زد
دریا هم که آبی اش آبی تر از آبی اسمان است
اما من سیاه را دوست دارم
شب سیاه است
البته ستاره هم دارد - اگر کویر باشد که بیشتر-
من هم که سیاه را دوست دارم
اما شب را فقط به خاطر سیاه بودنش دوست ندارم
حتی شاید سیاه را به خاطر شب دوست داشته باشم
اما نمی دانم چرا شب را دوست دارم
آن هم این همه
و فکر کن
که روشنی شب را ستایش می کنم
خودم می دانم
تو هم می توانی بگویی
دیوانه ام !!

