دل من پی چند قدم شب زیر ماه می گردد
یکشنبه 28 تیر1388
روزی دیگر از جنس باد...
نگاهم می کنی... حواسم پرت می شود، و چیزی نمی ماند باد روسری ام را ببرد... می خندی... یاد دلت می افتم که به باد سپردی اش... راستی ! آن روز حواست کجا پرت شده بود ؟
نگاهم می کنی...
حواسم پرت می شود،
و چیزی نمی ماند باد روسری ام را ببرد...
می خندی...
یاد دلت می افتم
که به باد سپردی اش...
راستی !
آن روز حواست کجا پرت شده بود ؟
اینجا رو سارای خط خطی کرده - ساعت 16:47 |
چهارشنبه 24 تیر1388
باز هم حکایت من و تو و آفتاب ...
کنارم نیستی، اما می دانی حال من و دلم را... به گمانم خورشید هم دل نگرانت شده است که این گونه سرک می کشد به همه جا...
کنارم نیستی، اما می دانی حال من و دلم را...
به گمانم خورشید هم دل نگرانت شده است که این گونه سرک می کشد به همه جا...
اینجا رو سارای خط خطی کرده - ساعت 8:55 |
خط خطی می کنم ... همه ی سطوح را ... جز سطح مواج لبخند هات در میان خط خطی های روزگار ...
پست الکترونيک
آبان 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 مهر 1386 تیر 1386 خرداد 1386 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 مرداد 1385
شاعرانه ها رودش (مهبان) سهند ( هادی ) زندگی ( نوشزاد ) روز واقعه ( سلما ) کوهستان ( همایون ) نغمه های نو ( هامون ) از هر دری وری ( حسین ) زندگی طوفانی با هوای ... (سمانه) یکتا ... ( بهناز ) گونش متانویا wonder درد واره ها ( یه غریبه ) نور و نار ( دکتر عرفان نظر آهاری ) داستان کوتاه کوتاه ( سهیل میرزایی ) سارا شعر (دکتر محمد حسین بهرامیان )
www.TakTemp.Com عسل ح - نازنين